شرح حال!

بار اولی که برای سمیولوژی قرار شد شرح حال بگیرم خیلی ذوق داشتم...برخلاف بقیه ی همکلاسی هام نرفتم از رو پرونده کپی کنم...تمام سوالات مرتبط و غیر مرتبط رو پرسیدم...و وقتی با احساس رضایت رفتم که پرونده رو بخونم دیدم بیمار محترم همه چیز رو دروغ گفته!...بعد از اون تو استیجری هم این قضیه تکرار شد...انقد که دیگه صحبت با مریض به نظرم اتلاف وقت می آد!...

وقتی این مشکل رو با یکی از اتندینگ در میون گذاشتم خیلی بی رحمانه گفت اگه بیمارت قابل اعتماد نیست مشکل از خودته!...تویی که نمی تونی اعتمادش رو جلب کنی!!...اما باور کنید من همه سعی ام رو می کنم!...از هر دری وارد شدم اما خیلی وقتها احساس می کنم بیمار نه حتی به عنوان پزشک، به عنوان دانشجوی سال پایینی پزشکی هم به من نگاه نمی کنه!!!...خوب یادمه که داشتم برای گراند راند جراحی از بیمارم شرح حال می گرفتم...یه خانوم پیر بود که بعد از جواب دادن به چندتا از سوال هام به همراهش گفت این خانومه عین فهیمه دختر فلانیه و کلاً از مسیر شرح حال خارج شد و شروع کرد به خاطره تعریف کردن!!!...یا مثلاً اون پیرمرده تو اورولوژی که رو تختش برام جا باز کرده بود که بشینم و می گفت تا پیشم نشینی جوابت رو نمی دم!!...

خلاصه همه ی این اتفاقات و اتفاقای دیگه ای که اینجا جاش نیست باعث شده که گرفتن شرح حال یکی از شکنجه آورترین کارها باشه برام!!...

دوست دارم شماها به من بگید...واقعاً شما هم فکر می کنید مشکل از خود منه؟...شماها چجوری با بیمارهاتون رفتار می کردید با رفتار می کنید؟؟...ممنون!!...

/ 16 نظر / 103 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وبلاگ آموزش پزشکی

وبلاگ آموزش پزشکی Medical Education Blog _________________________________ http://www.medicaleducation.blogfa.com medlogger@gmail.com _________________________________

طبیبک

اخم کردن یکی از اساسی ترین قسمت های گرفتن شرح حاله! اما به هر حال شرح حال گرفتن اساسی حال گیریه

همكار

برا همه پيش مي آيد . تازه جايي كه من هستم مشكل اينكه سريع مي فهمن كه مال لون منطقه نيستي و مي زارنت سر كار. ... .

دکتر نفیس

اعتماد به نفس خودت اعتماد بیمار رو هم میسازه! وقتی استیجر بودم بیمارا با تحقیر بهم می گفتن" شما اینترنی ؟" با اعتماد به نفس می گفتم : نخیر استاجرم! و اون بیچاره ها هم فکر می کردن خیلی از انترن ها مهمترم من!! لبته آدم ناتو هم زیاده :)

همكار

مال من متاسفانه فقط بحث لهجه نیست اینجا کلا زبان عوض میشه. واویلا وقتی که بفهمن حرفاشونو نفهمیدی.و ازشون به خوای فارسی حرف بزنن .فکر کنین دفعی پیش مادر یه بچه گذاشته بودم سرکار ....!!! در حدی که داشتم می رفتم گزارش child abuseبدم

طبیب چه

سلام نا راحت نشید ولی من رک می گم با توجه با اینکه خانمید نباید تا حد ممکن آرایش غلیظ داشته باشید لباستان بهتر است اسپرت نباشد موقع حرف زدن اصلا حالت دختر بیمار را نداشته یاشید (یا خواهرش)که به درد و دلهایش گوش می دهید جدی باشید و در عین حال با اطلاعات نسبی که قبل از شرح حال گرقتن دارید سعی کنید بیشتر سوالات مرتبط بپرسید و در عین اینکه وانمود می کنید که خیلی کار دارید و فرصتان کم است با دقت جزییات بدرد بخور را به ذهنتان بسپارید

طبیب چه

اگر بیمار در حین حرف هایش راجع به بیماریش ،پروگنوزش یا دارویی ازتان سوال کرد سریع جا نزنید که من دانشجو ام و نمی دانم خوب یا بد فرهنگ مردم ما به گونه ای است که از کسی که اسم پزشکی را یدک می کشد توقع خدایی دارند ،پس با اعتماد به نفس و در حدی که اطلاعات غلط به بیمار ندهید که به ضررش باشد جوابش را بدهید و بگویید فعلا شما راجع به بیماری تان صحبت کنید در آخر من جواب سوالتان را می دهم خیلی زیاد و همیشه وهمیشه مطالعه کنید تا اعتماد به نفس تان در برابر بیمار ،همکارانتان و استادانتان -حتی_حفظ شود

توتیا

سلام امیدوارم بهتون برنخوره ، ولی به نظرم اتندتون حرف درستی زده ، جلب اعتماد بیمار وظیفه گیرنده شرح حاله ، معرفی خودتون به عنوان اینترن یا پزشک یا استاجری که وظیفه داره خلاصه ای از بیماری رو ثبت کنه برای پزشکانی کهخبیمار رو ویزیت می کنن قدم اوله ... اغلب مواقع بیمار وقتی می فهمه که شما هنوز درس می خونید تصور می کنه که داری ازش به عنوان وسیله کمک آموزشی کمک می گیری ، باید براش توضیح بدی که تمام این مطالب در پرونده ثبت می شه ، با اطلاعات قبلی تطبیق داده می شه و به تشخیص و درمان توسط پزشک معالج کمک می کنه ... برای جلب اعتماد مریض 5 دقیقه قبل از شروع شرح حال گیری وقت صرف کنید .

سایه

باید جدی باشی و به درد دلهاش گوش بدی...قبلش پرونده رو بخون...کمک بهت می کنه که چطور شرح حال بگیری...

مرتضی

سلام دکتر وقت شرح حال گرفتن نباید بیمار رو زیاد تحویل بگیری پرو می شه من که با اینکار موفق هستم زمان استایجری از رزیدنت بخش ای.ان.تی یاد گرفتم