رویای ناتمام

گاهی فقط گاهی همان لحظه که ناتمام است و کشدار ، همان لحظه که بی تابم و درمانده باریکه ی نوری تمام سیاهی ام را تا مرز سپیدی می برد و من لبخند معلقی می زنم به این رویای آشفته ی شیرین . حس دلچسبی ست رقص با نور و باران .

/ 5 نظر / 14 بازدید
بزرگترين چت روم ايراني

سلام وبلاگ قشنگي داري بزرگترين چت روم ايراني با امکانات مانند ياهو ... وب ويس نقاشي http://chat.persian.be

علی

میتونی شاعر بشی. لحظه زیبایی رو توصیف کردی

پدر

چرا باید این رویا ناتمام باشد؟...یک رویای واقعی است...

پرنسس

چه پیچیده ولی قشنگ بود[ماچ]