چند تکه از چهل تکه زندگی یک پزشک یا شاید کسی دیگه!!

آقا فروشنده در حال پر کردن فرمی برای من هست ...می پرسه:شغل؟؟

می گم:پزشک!!

یک نگاهی به سر و وضعم می کنه (یک دختر تیپ اسپرت با کوله!!)و مردد جلو شغل می نویسه:دکتر!!!

هنوز یک دقیقه نشده که می پرسه:مدرک تحصیلی؟؟

مبهوت می گم: من که گفتم پزشکم!(تو دلم می گم خوبه خودت نوشتی دکتر!!)

می گه:خوب مدرکتون چیه لیسانس؟؟

من:تعجب!!!لیسانس؟؟!!!من دکترم!!

دوباره می گه:خوب فهمیدم دکترید مدرکتون چیه؟؟

من:تعجبتعجبدکترا دارم دیگه!!!(یعنی از اون روز فکر می کردی لیسانسه دوا درمونت می کنه؟؟)

آقاهه متحیر نگام می کنه و می گه:عجب!!!پس دکترا دارید!!! دکترا چی دارید؟؟

من:منتظرپزشکم..پزشک عمومی!!!می دونید پزشک یعنی چی؟؟

:آره یعنی دکتری!!!آخ

                                         *****************

برو دم اتاق عمل.... بعد از یک ساعت ...باز طبقه سوم منشی..بعد طبقه اول تایپ و تکثیر...باز دم اتاق عمل تورو خدا استاد داورها کیا باشند؟؟؟....طبقه سوم منشی به به چه دفاع کم هزینه ای می افته ماه رمضون!...بلاخره زیرزمین بیمارستان... تریا جهت رفع پلی دیپسی!!!

در نهایت بازم امضا ها موند...تو صف تاکسی زیر نور آفتاب ایستادم!

عصبانیم هم بابت ناتمام موندن کارهام و هم یاد آوری یک قضیه تلخ که یک هفته ای هست اعصابمو به هم ریخته...همین طوری که خط سیر فکرهامو دنبال می کنم از عصبانیت زیادم نا خود آگاه یک قسمت از مکالمه فکریم به زبون میارم:(چندش آشغال!)به خودم میام ... آقا متشخصی که بغل دستم مثل من در انتظار تاکسی ایستاده مبهوت در حال بررسی خودش هست و گه گاهی هم پرسش گرانه منو نگاه می کنه...خندم می گیره!!!طفلی آقاهه... ترکش نهایی اشتباها به این بیچاره خورد!!نیشخند

 

 

 

/ 12 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دکتر اشتباهی

سلام خوبه بابا گفتن لیسانس که!! فوق دیپلمم داشتیم قبلا تو خاطره رفقا[لبخند] یعنی برای اینکه تشخیص بدن دکتری حتما باید کفش پاشنه بلند بپوشی؟[شوخی]

پدر

مگه بعد از دیپلم.دکترا نمی‌گیرین شما دکترها؟[نیشخند]

دیوانه

ببخشید خانوم دکتر. من متوجه نشدم شما بالاخره لیسانسید یا فوق لیسانس[نیشخند] [گل]

نجمه

[نیشخند] منم چند روز پیشا رفته بودیم شهر بازی سوار ترن میخواستیم بشیم سه نفر بودیم یه یار کم داشتیم بعد یه دختره اومد پیش دانشگاهی بود. پرسید چی میخونی گفتم پزشکی بعد گفت ای ول و ... بعد که کلی حرف زدیم و صمیمی شدیم دوباره گفت خب چی میخونی؟!! منم گفتم : پزشکی دیگه بعد برداشت گفت نه بابا منظورم اینه مثلا جراحی میخونی یا... منم گفتم جان؟!!![متفکر] خیلی با نمک بود. حالا فرانه جون چه لیسانسی گرفتی جراحی؟!!![نیشخند]

حالا فرانه جون ما دامپزشکا وضعیتمون بدتر از شماهاست به خدا بیشتر از شماها درس بخونیم کمتر نیست ولی...تو فرهنگ مردم هنوز زیاد جا نیفتاده چه میشه کرد...[چشمک]

بی گناهی گناه است

همسایه مادر بزرگم به من می گفت حالا از اون دکتر راست راستکی ها هستی !!! منم گفتم بله گفت چکاره ای تخصصت چیه؟ گفتم جی پی لوژی ... از اون روز تا حالا یک احترامی بهم می ذاره که بیا و ببین ...[مغرور]

مهسا

وبلاگتون فوق العاده بود! کلی لذت بردم! راستش منم دانشجو پزشکیم و یه وبلاگ پزشکی هم دارم[چشمک] اگه از نظرتون اشکالی نداشته باشه لینکتون کردم![گل] خوشحال می شم اگه سری هم به ما بزنید![گل]

دکتر نوید

سلام به همه ی دوستان.......[گل] من نویسنده ی وبلاگ "یک دانشجوی پزشکی" هستم...[گل] هم اکنون کار خودم را در وبلاگ جدیدم "یک اندیشه" ادامه می دهم.........[گل] از همه ی شما دعوت می کنم که بر وبلاگ من قدم بگذارید... [گل] ممنون[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

پویان

سلام.حالا این خوبه.بعضی موقع ها تا کارتتو نشون ندی باور نمیکنن پزشکی میخونی[گریه]