حکایت من شده حکایت چوپان دروغگو .دفعه پیش قرار بود اینجا مرتب آپ بشه ولی تقصیر من نبود این تاخیر .تقصیر فرمانده پادگان بود که من رو تعطیل نکرد.ولی خوب من کلی فکر کردم این روزها و به این نتیجه رسیدم که باید نحوه آپها رو متنوع کرد.یکسری آپ خواهیم داشت به عنوان متن برگزیده که از وبلاگ بچه های مدلاگ خواهد بود و کم کم به ماهیت اصلی مدلاگ که وبلاگی علوم‌پزشکی خواهد بود خواهیم رفت .
و اما متن برگزیده هفته به انتخاب من از وبلاگ ایرمان ارزوهايت را جدی بگير!!!

پدر هميشه با خنده به مادرم ميگفت:(  من هميشه جوان می مونم!اما تو پير ميشی..پير و فرتوت..)
حالا ۱۵ سال بيشتره که پدر رفته...مادر از ۴۰ گذشته...مادر از ۵۰ هم خواهد گذشت..منم از ۵۰...۶۰...۷۰ حتی شايد ۸۰ خواهم گذشت...اما پدر تا ابد ۳۸ ساله باقی خواهد ماند.......