سلامی به وسعت آرزوهای نیمه تمام

وقتی که تونستیم موافقت دکتر بو ترابی برای را اندازی مدلاگ رو بگیریم شوقی وصف ناپذیر داشتم.فکر می کردم که قسمیت از آرزوی همیشگی با هم بودن ما در حال تحقق هست.ولی متاسفانه امروز بعد از چند وقتی می بینم که راه ما نیمه تمام مانده.....من که این مدت درگیر دوره آموزشی سربازی هستم و دوست عزیزم هم بر خلاف قول اولیه اش که قرار بود هفته ای یک دفعه اینجا رو آپ کنه ؛ تنها کاری که کرده این هست که اینجا رو تبدیل به متروکه کرده.واقعا دلم گرفت وقتی بعد از مدتها اومدم اینجا.اینجا قرار بود به خانه ای برای ما شدن ما تبدیل بشه ولی این خانه ما در ابتدای راه پر از تار عنکبوت شده و حالا دوستان من به کمک تک تک شما محتجم.بیایید با هم این خانه را آباد کنیم . دوستانی که دوست دارند و می توانند وقت کافی برای دوباره روشن کردن چراغ این خانه بگذارند یک یا علی بگویند و ما را یاری کنند . دستهایمان را بگیرید.البته از هفته آینده دوران آموزشی سربازی خودم هم تموم میشه و با ماهیتی متفاوت و آنگونه که شایسته دوستان مدلاگی هست اینجا اداره خواهد شد . از این به بعد منتظر آپهای ما در روزهای جمعه باشید . هر جمعه را با مدلاگ شروع کنید . خوب اولین پست این هفته با ماهیت مدلاگی را روز جمعه بخوانید.با ما باشید.