برای پنجمین بار اومدم که مدلاگ و رو زنده نگه داریم :)

این روزهای برفی که همه جای ایران و تقریبا برف سنگین پوشونده بود و خیلی از روزمرگی ها رو تعطیل کرده بود ... مثل شهر ما ... دانشگاه و حتی استیجر های بخش که ما باشیم هم آف شده بودیم...

یکی از روزهایی که اورژانس بسیار شلوغ شده بود یک سری از ما استیجرهایی که 4 تا چیز بیشتر از بقیه بلد بودیم و تماس گرفتن و خواستن که بریم... از بین 11 نفر خوانده شده فقط منو دوست جان حاضر شدیم

کاری با این ها ندارم فقط می خوام یه خسته نباشید جانانه بگم به همه ی رزیدنت ها و اینترن ها و پرستارای گل که انگار نه انگار برفی هست و سرمایی و آب گرفتگی... به یه کلاه و شال تند تند در حال زحمت کشیدن بودن...

واقعا جای ستایش داشت وقتی بی هیچ غر زدنی همه ی کار ها تند تند پیش می رفت...

بحران آدم ها رو بزرگ می کنه ... از همین تریبون به همه ی خصوصا اینترن های زحمتکش و رزیدنت های همیشه بیدار خسته نباشید می گم...