جوابیه پست:

سلام به همه.راستش تو این چند روز که این پست رو گذاشتم هیچ حرفی نزدم خواستم بدونم ماها که همه همکاریم حالا بعضی دانشجوی پزشکی رو همکار نمی دونن عیب نداره می خواستم بدونم ماها که در یک رشته ایم اصلا حرف همدیگه رو متوجه می شیم یا نه؟!راستش من نمی خواستم جوابیه بنویسم حداقل امروز نه به دلایلی.ولی احساس می کنم اگر حرفی نزنم این زنجیر حرفها که دیگه به قضاوت درباره من وبعضی ها هم توهین کشیده شده وبعضی ها نصیحت ادامه پیدا کنه وخوب دکتر پدر وظیفه ای نداره که به پست من جواب بده.هرچند ازشون ممنونم که همیشه از نویسندگان مدلاگ حمایت می کنن.ولی من خودم باید درباره پستم حرف بزنم.می دونین اصولا تجربه ثابت کرده ماها اغلب احساساتی به قضیه نگاه می کنیم واز یک طرف همه مسائل رو باهم قاطی می کنیم واز طرفی اصولا تا اونجایی که دلمون می خواد می خونیم وتا همون جا برداشتی که خودمون می خوایم می کنیم!ودیگه اینکه به من ثابت شد که صادقانه حتی تو دنیای مجازی نوشتن به درد نمی خوره.نمی دونم شاید هم من مقصر بودم که نیومدم واو به واو ننوشتم که اینطوری سوء برداشت نشه!
من شاید به قول بعضی ها یه دانشجوی پزشکی ام.البته نه استادم نه رزیدنتم آره راست می گین من فقط! یک دانشجوی پزشکی ام!من فقط یک دانشجوی پزشکی چی گفتم تو این پست؟من سیری رو از دید کسی که وارد پزشکی می شه نوشتم تا حالا مقطعی که خودم هستم.مسئله ای که همه تک تک ماها مواجه شدیم من صادقانه نوشتم اون اوایل دیدم چی بود وحالا دیدم چیه!ولی خوب بعضی ها نه اون اوایل پست رو خوب خوندن نه آخرش رو.من نگفتم عشق دکتر گفتنم شما اهداف منو از اومدن به پزشکی نمی دونی.یعنی تا این لحظه کسی نمی دونه چون دوست دارم پیش خودم بمونه.ولی با این همه حق ندارین توهین کنین اگر بعضی ها عشق دکتر گفتن بودن من نبودم.که همیشه حتی تو بیمارستان وقتی همراه بیمارها می پرسن می گم من اکسترنم هیچ وقت هم نگفتم پزشکم!!چون همون اکسترنی برای من کافیه، عالی جنابان.خیلی هم افتخار می کنم سرم رو بالا می گیرم تو این مقطع پزشکی هستم!دلم نمی خواد درباره خودم بگم.راستش من خیلی علاقه ندارم هدف ومنظورم رو بیام  بگم که دوست داشتم خودتون متوجه بشینافسوس
من سیری از دید یه دانشجوی پزشکی نوعی  رو نوشتم البته همه نه! که ممکنه اولش ناراحت شه چرا اون رو با یه عنوان دیگه صدا می کنن وتلاش کنه دید دیگران رو تغییر بده ولی آخر سر براش دیگه مهم نیست.بر خلاف بعضی حرفهای خوانندگان.من وپرستارها با هم خیلی خوبیم وحتی با بعضی ها صمیمی ام.منظورم این بود  که بابا درسته هر کس با هر شغلی ودر هر رشته ای قابل احترام هست ولی خواهشا هر شخصی رو به اسم شغل ووظایفی که داره صدا کنین.بر خلاف حرف بعضی دوستان اگر مثلا من سرم مریض باز کنم همون دوست پرستار ممکنه به من اعتراض کنه که چرا بازش کردم چون کار اون هست ویه نوعی دخالت محسوب می شه چون پس فردا اون باید پاسخگو باشه همونطور یک دوست پرستار نباید خودش برای مریض اوردر بنویسه من تعجب می کنم چرا ماها حرفهای همدیگه رو متوجه نمی شیم اون هم ماهایی که همه تو بیمارستان بودیم وبا محیط وقوانین بیمارستان آشناییم.نمی دونم شاید من از مریخ اومدم!!زبان من می گم اگر مردم قبول کنن شما مهندسی بر طبق وظایفی که یک مهندس داره از شما انتظار دارن وتوقع دارن اگر قبول کنن شما پرستاری.دیگه نمی گن بهت بیا برای مریض دارو بنویس.چون متوجه می شن باید صبر کنن پزشک براشون بنویسه.اگر بدونن پزشکی دیگه دم به ساعت لباس نمی خوان از شما!یا نمیان مدام نمی گن این سرم ما رو باز کن آزمایش ما رو کی می گیری یا نمی گن تو پرستاری به دکتر می گم!من نمی گم همه چیز مرز بندی داره من اگر مریض بهم بگه بیا فشارمو بگیر می گیرم حتی مریض خودم نباشه، شده مسیرم رو تغییر دادم فقط چون مریض می گفت من می ترسم با آسانسور برم ومن باهاش رفتم آخر هم مجبور شدم اون همه طبقه رو بدون آسانسور پایین بیام وشده مریض نمی تونسته پایین بیاد از تخت کمکش کردم دمپایی رو براش گذاشتم.آره عزیز شما اولین نفری نیستی.خیلی از پزشکها یا دانشجوهای پزشکی کارهایی رو انجام می دن که نه از شانشون کم می شه ونه از مقامشون.وخوشحالم حداقل درمورد خودم مریض ها ازم راضی بودن هرچند من فقط دانشجوی پزشکی ام! وخیلی کارهای دیگه وظیفه ام هم نبوده ولی انجام دادم وخیلی از دوستان هم انجام می دن من اولین نفر نیستم آخری هم نخواهم بود ولی مسئله اینه که بالاخره هر کسی تو بیمارستان یه وظایف تعریف شده ای داره که موظفه همون ها رو انجام بده اگر شما بری فقط بخاطر بیمار یه کاری رو انجام بدی واز وظیفه اصلیت که اون هم بخاطر یه بیمار دیگه هست مثلا جا بمونی مطمئن باش مواخذه ات می کنن.مدال افتخار نمی دن بهت!شما می گی اینها مهم نیست من می گم مهمه.من می گم اگر همین مسائل کوچیک حل شده بود اگر وظایف پرسنل برای مریض ها هم جا افتاده بود الان این مشکلات کوچیک رو نداشتیم چرا وقتی ما به مریض ها می گیم فلان کار مسئولیتش با من نیست قبول می کنن؟مشکل ما اینه که همه رو می اندازیم گردن مریض مریض متوجه نمیشه در صورتی که اگر ماها بهش توضیح بدیم این فلان کارکارمن نیست ولی من بخاطر شمای  مریض که کارت زودتر راه بیفته انجام می دم این منت گذاشتن نیست این یه توضیح.توضیح به مریضی که اگر ندین فکر می کنه کار شما همینه واز این بعد دیگه انتظار داره همیشه فلان کار رو شما انجام بدین.ولی اگر توضیح بدین تازه یادش می مونه می گه فلانی بخاطر من این کار رو کرد.ضمن اینکه متوجه وظایف ها هم می شن.چرا بعضی مریض ها  پرستار بودن یا دکتر بودن فرد مقابل  مهم نیست براشون؟در ضورتی که اگر بدونن هر کاری مسئولی داره اونوقت متوجه می شن پس این موضوع هم در جای خودش اهمیت داره وباید از کی چی بخوان.
شما فکر می کنین ماها تا بحال مریض نشدیم یا خانواده مون؟برخورد تند بعضی ها رو ندیدیم؟من کی گفتم مشکلات وجود نداره اتفاقا خیلی مشکلات هست که اگر دوستان محترم عجول صبر می کردین تو پستهای بعدی خودم می نوشتم ولی خوب همه مشکلات مثل هم نیست بعضی ها کوچیک بعضی ها بزرگ ان.من تو پستم گفتم این نامیدن ارزش زیادی نداره هرچند ارزش داره ولی در حد خودش پس بزرگش نکنین.
ولی خب شماها نخوندین که اگر می خوندین بعضی هاتون اینطوری نظر نمی‌ذاشتین.
می دونین مشکلات تو جامعه ما چرا هیچ وقت حل نمی شه؟ برای اینکه تا یکی خواسته بیاد بگه فلان مشکل هست ما زدیم تو سرش که نههههههه نگو اینهمه مشکل تو چسبیدی به این.اینو نگو خلاصه این قدر این حرف ها رو زدیم وزدیم که الآن نه تونستیم اون مشکلات کوچیک رو حل کنیم نه تونستیم اون مشکلات بزرگ رو!چون تا یکی خواسته حرف بزنه شنیده نشنیده فوری اومدیم گفتیم تو نگو تو با حرفهات فلان می کنی.ما ها اکثرا نه حرفهای همو درک کردیم نه دونستیم اون بیچاره که اومده حرف زده چی گفته اصلا ومنظورش چیه.حالا شاید هم اون فرد به امید اینکه ما متوجه خواهیم شد نیموده کلمه به کلمه بگه!البته اشتباه از اون هم بوده چون توقع زیادی داشته!
بگذریم خیلی طولانی شد من نظرات همه رو خوندم وراستش یکخورده حالم مساعد نیست وگرنه تک تک میومدم پاسخ می دادم که دیگه گفتم چون موضوع طولانی نشه همین جا بیام بگم حرفهام رو.مشکلات تو پزشکی وپرستاری وبیمار زیاده هرکسی هم یه موضوعی رو می گه به نظرمن هر موضوعی در جایگاه خودش مهم هست واینها اهمیتهاشون باهم فرق داره.ای کاش دنیای مجازی ما حداقل!، اینقدر آزاد باشه که هر کسی بیاد وبعضی مسائل رو بگه بدون اینکه بهش توهین شه یا قضاوت عجولانه در موردش شه.ودر آخر از همه دوستان موافق ومخالف که در نظردهی در این پست مشارکت داشتن تشکر می کنم.و روز همگی تون بخیر

***************************************

سلام به همگی.ما باز هم اومدیم.روزهای اولی که وارد بیمارستان شدم یادمه خیلی تلاش کردم به بعضی ها یاد بدم لزوما هر خانومی پرستار نیست وهر آقایی پزشک!اون موقع ها اگر کسی بهم می گفت خانوم پرستار بهش می گفتم من پرستار نیستم دانشجوی پزشکی ام.بعضی ها عذرخواهی می کردن بعضی ها جالب تر بود رفتارشون یه ایش می گفتن که یعنی خواستی بگی که چی!!!جالبیش بود که بعضی ها هم می گفتن خانوم دانشجو.که این آخری اعصابمو بهم می ریخت!
اون موقع ها خوب مثل الان بعضی دوستان جدید وقدیم ،حرص می خوردم!چون کار سختی نبود دونستن پرستار بودن یا پزشک بودن افراد مخصوصا تو بیمارستان هایی که پرستارها لباس ها ومقنعه های یکرنگ ویکسان ومتفاوت با پزشکها دارن اون موقع ها میذاشتم به حساب اینکه گوشی پزشکی رو خیلی به قول دوستان نشون نمی دم:دی   بعدها گوشی پزشکی هم داشتیم لباسمون هم فرق داشت با پرستارها ولی باز هم این بیمارها به ما می گفتن پرستار.خانوم پرستار سرم مریض ما تموم شد خانوم پرستار فشار مریض ما رو می گیری؟!کلا دیگه عادت کرده بودم البته بچه ها مثل من بعضی هاشون عادی برخورد نمی کردن ها ولی خوب اکثر دوستان که دیگه براشون عادی بود.
انگارکلا تو ذهن مردم ثبت شده یه خانوم همیشه پرستار هست یه آقا همیشه پزشک.حالا کسی هم به خودش زحمت نمی داد فکر کنه بابا بیشتر ورودی هر سال پزشکی دخترن که اینها هم در آینده خانوم دکترن نه خانوم پرستار!
جالب این بود که بچه ها تذکر هم می دادن بعضی ها قیافه حق به جانب می گرفتن خوب که چی حالا بهت گفتم پرستار آسمون به زمین رسید؟!.می دونین اصلا مسئله پرستار یا پزشک بودن نیست که هر کس تو هر جایگاهی هست قابل احترام وعزیز هست مسئله اینه که من مثلا دوست دارم من رو با اون رشته ای که هستم بشناسنم چون به هرحال هر رشته وظایف خودش رو داره
ولی الآن.الآن گوشی پزشکی همیشه همراه دارم لباسمون هم فرق داره البته الآن خوشبختانه بیشتر همون خانوم دکتر می گن ولی برام جالبه جلوی بعضی ها از مریض سوال می پرسی گوشی میذاری سمع قلب می کنی معاینه می کنی بعد باز هم میان می گن بهت پرستار!البته من کلا خیلی وقته دیگه به این موضوعات اهمیت نمی دن واصلا برام مهم نیست یادم نمیاد بجز یکی دوبار،برخورد تندی با کسی کرده باشم.همیشه هم سعی کردم خوش اخلاق باشم حتی اگر خودم خسته ام ناراحتم.مریض خودش به اندازه کافی مشکلات داره دیگه تحمل قیافه عبوس ما رو نداره! البته یه موضوع جالبی هم جدیدا بهش رسیدم که اینه که خانومی اگر خوش اخلاق باشه بهش می گن پرستار خنده
من می گم اگر بعضی ها نمی خوان بدونن پزشکین شما خودتون رو هلاک نکنین ثابت کنین پزشکین چون اگر این فرد می خواست بدونه با همون یک بار گفتن شما متوجه شده بود پس اولا حساسیت زیاد نشون ندین چون میشه نقطه ضعف.بیخودی هم حرص نخورید که این چیزها ارزش حرص خوردن نداره وآستانه صبرتون رو بالا ببرینچشمک

توجه:به کامنتهای پست های خودم جواب می دم فقط قسمت جواب دهی پرشین به سختی باز می شه یک کم طول می کشه.