کل شهر محل خدمت طرح من ۴ عدد متخصص دارد و با حساب پزشکان طرحی به زحمت اگر ١٠ عدد پزشک عمومی داشته باشد.که نصفی از این تعداد مطب دار هستند و از بین این مطب دارها سر یکی دو نفرشون فوق شلوغ هست.مخصوصا یک نفر از این پزشکان اونقدر معروف و مشهور هست که گاهی اوقات ملت دفترچه هاشونو جلو من می گذارند تا مهر بزنم و برند مطب این همکار محترم.حالا بگذریم که من چقدر باید فک بزنم که رتبه علمی من و ایشون در یک درجه هست و مهر ارجاع لازم نیست.حتی یکی دوبار وقتی داشتم از جلو درمانگاه بیمارستان عبور می کردم دیدم بعضی از عابران به مریض های منتظر نشسته پشت درمانگاه من آهسته گفتند:بابا چرا اینجا اومدی برو پیش دکتر فلانی اون کارش خوبه!

حقیقتش این اقا دکتر واقعا معضلی هست برای من و باقی اطبا این منطقه!

من بارها دیدم که واسه یک اوتیت مدیا ساده بدون تب که همه ما ده روز آموکسی سیلین یا کوآموکسی کلاو تجویز می کنیم.ایشون 5روز پشت سرهم سفتریاکسون عضلانی تجویز می کنند!یا برای آنفولانزایی که اصلا نیازی به انتی بیوتیک نداره سفکسیم 400 برای یک هفته تجویز می کنند!

نتیجه این که مریض های این منطقه اونقدر مقاوم شدند که واقعا ما درمانده شدیم چی واسه این مریض ها بنویسیم که با کمترین عوارض بیشترین نتیجه بگیریم.مریض پنومونی من دیگه با یک سفتریاکسون خالی تبش پایین نمی آد مجبورم اگر قادر به خوردن آزیترومایسین نباشه دنبال گزینه های دیگه ای مثل فرضا  جنتامایسین باشم که شکل تزریقی دارند.

و غیر از داستان آنتی بیوتیک های نسخه های این همکار موارد دیگه ای هم من می بینم که واقعا تعجب می کنم. واسه یک سرفه ساده و حاد در یک شیرخوار هم دیفن هیدرامین تجویز می کنند هم کتوتیفن و هم سرماخوردگی اطفال! کاری که من سرم زیر گیوتین هم بره نمی کنم!یا دگزایی که من با اکراه یک دوز تجویز می کنم ایشون برای یک هفته یک روز در میون تجویز می کنند!

به هر حال در یکی از کشیک های من ساعت یک ونیم نصفه شب زنگ زدند که یک خانومی با درد شکم مراجعه کرده است.

وقتی بالا سرش رفتم دیدم بله گاسترو انتریت هست.پرستارمون گفت 2-3 ساعت پیش این خانوم با نسخه همین آقا دکتر مشهور مراجعه کردند سرم با پلازیل ،رانی تیدین و دگزا عضلانی گرفتند.

با خودم اون لحظه گفتم:ای بگم چی بشی که هیچ گزینه ای هم برای من باقی نگذاشتی!

از خانوم بیمار که مثل مار از درد به خودش می پیچه می پرسم:این سرمی که گرفتی یعنی بهترت نکرد؟

می گه چرا خوب شدم ولی بعد رفتم خونه از این قرص ها خوردم معده ام هم خالی بود باز درد گرفت!

نگاه می کنم می بینم خانوم سفکسیم 400 با شکم خالی خورده!

می پرسم تو اصلا چت بود که رفتی دکتر اینارو واست نوشت؟

_خانوم دکتر بی حال بودم.تهوع داشتم،بدنم درد می کرد....

اینو که می گه دیگه نمی تونم جلو خودمو نگه دارم و وانمود کنم همکار من کارش درست بوده!آخه واسه آنفولانزا سفکسیم 400!

از درد خانوم بیمار داد می کشید.عصبانی سفکسیم ها رو پرت می کنم و می گم:دیگه حق نداری اینارو بخوری.فهمیدی؟اینا به درد تو نمی خوره تو دوات این نیست.

کفری می رم بیرون...صدای عق زدنش می آد به پرستارمون می گم یک اندانسترون وریدی با یک هیوسین عضلانی بزنه تا شاید جواب بگیرم.

از طرفی ناراحتم که مجبور شدم راجع به همکارم این طور برخورد کنم از طرف دیگه راضیم که بلاخره حرفمو زدم و از طرفی کفریم که اگر با این دارو ها این سرکارخانوم بهبودی نداشت گزینه بعدی چی تجویز کنم.از خستگی دارم می میرم یاد موبایلم می افتم چند تا اس ام اس دارم یکیشون این هست:هفته سلامت 18 تا 24 فروردین با شعار  (مقاومت به داروهای ضد میکروبی یک تهدید جهانی )!!!

ضمیمه اول:شما بودید چه برخوردی می کردید؟

 ضمیمه دوم:بچه های نویسنده مدلاگ و پدر عزیز من اینجا رو روشن نگه داشتم تا شما ها برگردید و باز هم بنویسید.خواهش می کنم اسم مدلاگ،ایرمان دوم نگذارید چون اگر قرار بر این باشه من هم دیگر نخواهم نوشت. چون انگیزه ای برای نوشتن ندارم.من اینجا رو واسه شماها نگه داشتم و نخواستم مثل یک قاب عکس خاک خورده و نخ نما بشه پس لطفا شما هم کمک کنید تا مدلاگ بمونه.ممنونم.