مبحث مسمومین و پزشکی قانونی از مباحث مورد علاقه من بوده و هست.شاید به خاطر این که انگار داری آیین کارآگاهی و پیدا کردن سرنخ ها و دکتر واتسن و شرلوک هلمز بودن را یاد می گیری و دیگری به خاطر این که هیچ جا به اندازه بخش مسمومین نمی شود با این سرعت، تاثیر شفا بخش علم پزشکی را دید!با زدن نالوکسان و آتروپین و غیره به  مریضی که گویی نزدیک به دیار باقیست، می شود در عرض مدت کمی زنده کرد و فردا روزش هم مرخص!

اما اورژانس مسمومین بدترین اورژانس دنیاست!تمام مدت باید داد بزنی:آب بخور تندتر!اگر نخوری از این لوله ها (انجی تیوب)برات می گذارم ها!!!!مریض ها هم که هر کدام کیس روان خاص خودشان هستند!قطار قطار عاشق های آبکی می آیند که چند دونه دیازپام واسه اثبات عشقشون خوردند یا خانوم های مورد خیانت شوهر واقع شده یا معتاد های گوشه خیابون افتاده ووووو

از همه بدتر پرسنل اورژانس هستند که به خاطر چندین سال کار کردن در این سایت خودشان را عالم در حد یک اتند می دانند و با توجه به این که در اورژانس مسمومین تنها پزشک اینترن بیچاره هست از ناشی بودن و کم تجربه بودن بچه ها تا جایی که بتوانند به نفع خودشون استفاده می کنند!و کاملا خودمختارند!

یکی از همین کشیکهای کذایی مسمومین بودم.پرستار اون روز هم یک آقا جوان بود که از همون نگاه اول می شد فهمید خودش را خیلی قبول دارد!

یادمه چند تا مریض اومدند و ایشون با کمال پر رویی واسه نفر اول خودشان اوردر نوشتند و مهر اینترنی من هم بدون اجازه من از جلوی من برداشتند و زیر اورذشان زدند!گفتم شاید حالا عجله داشته است!برای مریض دوم هم همین برنامه اجرا شد و وقتی نوبت مریض سوم رسید مهرمو دستم گرفتم و برگه های اوردر هم سمت خودم کشیدم و شروع کردم به نوشتن اوردر.

تازه این  داستان تموم شده بود و ایشون با خشم تمام عقب نشینی از اوردر نویسی کرده بودند که دیدم بالا سر مریض تحت نظرمون رفتند و از ترالی اورژانس آمپولی کشیدند و به بیمار زدند!

بیمار پسر ١۶ ساله ای بود که از روستا اومده بود و گویا وقتی واسه خوردن صبحانه،صبح اون روز به رستورانی مراجعه کرده بود با مصرف ماست دچار کاهش سطح هوشیاری شده بود و وقتی هم به هوش اومده بود هیچ اثری از پولها و مدارک همراهش نبود.ما دقیقا نمی دونستیم با چی مسموم شده اما حالش از صبح به مراتب بهتر شده بود.هوشیاری کامل داشت،علایم حیاتیش خوب بودندوکاملا آماده ترخیص بود.

من از پرستارمون پرسیدم:این چی بود بهش زدید؟؟

نگاهی کرد و گفت:اپی نفرین!

متعجب گفتم:چرا اون وقت؟

جواب دادند:چون مریض برافروخته بود و قرمز شده بود!!!!!

دیگه ار تعجب فکم اندازه قدم پایین اومده بود گفتم:از کی تا حالا واسه قرمز بودن مریض اپی نفرین می زنیم؟؟؟؟این اندیکاسیون کجا نوشته؟؟

با عصبانیت گفت:ببینید خانوم دکتر من 3 ساله اینجا کار می کنم و با شما که دو ماهه اومدید اینجا خیلی فرق دارم!

دیدم اگر دو دقیقه دیگه تو اور‍‍ژانس بمونم دعوا ناجوری پیش خواهد اومد!فقط گفتم:رفرنس این اندیکاسیون پیدا کنید به من نشون بدید تا برگردم!

و سریع سمت اور‍ژانس داخلی که رو به رو اورژانس ما بود رفتم تا یکم با بچه های اینترن دیگه صحبت کنم و  آروم شم!

اورژانس داخلی که وارد شدم با اینترن های اونجا صحبت کردم و چون خیلی عصبانی بودم یکی از هم کلاسی های آقا سر زبون دار و زرنگ کلاس گفت که با من تا اورژانس می آد تا ببینه حرف حساب این آدم چی هست!

یادم هست وقتی وارد اورژانس مسمومین شدیم و من رفرنس از آقا پرستار پرسیدم هیچ جوابی نداد و تازه کم کم فهمیدیم اپی نفرین هم فقط در حد یک دهم رقیق فرموده بودند و به مریض زدند!هم کلاس من شروع کرد به توضیح دادن که این مریض اصلا این دارو لازم نداشته و تازه اگر هم داشته یک دهم رقیق کردن خیلی کم هست و فلان کتاب گفته یک ده هزارم ....برای این سن کتاب دیگه یک صد هزارم وووووووو....

یک سره آقا پرستار هم سئوال پیچ می کرد تا این که نهایتا آقا پرستار مجبور به باز کردن کتاب شد و شکست سختش را در سکوت پذیرفت!

همکار من برگشت سر کشیکش و من هم دوباره پشت میز پزشک اورژانس نشستم.مریض اومد و آقا پرستار دوباره شروع کرد به نوشتن اوردر و دستشو جلو آورد که مهر بزنه منم سریع مهرمو داخل جیبم گذاشتم و خودم یک اوردر جدا نوشتم.

بعد از این که مریض کارهاش انجام شد ایشون فرمودند:خانوم دکتر مهر اینترنی هیچ ارزشی نداره که شما این طور می کنید با هاش هیچ اوردری اجرا نمی شه!

گفتم:واسه همینه شما دنبال مهر من هستید و تو اورژانس داخلی هم نصفه شب پرستارها در به در دنبال مهر گرفتن از ما؟؟

گفت:ببینید اگر قرار باشه این طور کنید منم دیگه کارهای شما رو نمی کنم انجی نمی گذارم!

 گفتم:اشکال نداره!من انجی می گذارم و اوردرمو می نویسم شما هم کارهای خودتون رو انجام بدید.

دیگه هیچ حرفی بین ما ردو بدل نشد اما اون بیمار به خاطر اندیکاسیون جدید اپی نفرین ناچارا تا صبح نگه داشته شد.مریضی که می تونست عصر روز گذشته مرخص بشه....