یک اسیستان جراحی داشتیم که همه بیمارستان از دست این آدم شاکی بودند.اکسترن،اینترن،آسیستان سال بالا، سال پایین،پرستار، کمکی...خلاصه کل بیمارستان از این آدم دل خوشی نداشتند.

از اون تیپ آدم هایی بود که خیلی هم ادعا سواد داشت و زیر بار حرف هیچ کس نمی رفت.از عقاید جالب ایشون این بود که آپاندیس یک جز اضافی هست و بلاخره باید برداشته بشه!حالا هر چه زودتر بهتر!!!

یک بار  یک مریضی با شکایت درد شکم مراجعه کرده بود و ایشون آنکال بودند.طبق معمول دستور دادند مریض بره اتاق عمل و اماده بشه تا تشریف بیارند و آپاندکتومی کنند.مریض طفلی که علائمش بیشتر به گاسترو آنتریت می خورد هی خودشو زد که من نمی خوام عمل بشم.پرسنل اصرار می کردند اونم انکار!

بلاخره قبول کرد و لباس پوشید اما تمام راه تا اتاق عمل،یک سره می گفـت:خوب بگید آخه تشخیصم چیه؟

اتاق عمل که رسید آقا دکتر داشت دست می شست و آماده عمل می گشت که صدا مریضو شنید.با همون غرور همیشگیش جلو اومد و گفت:چیه؟آپاندیس داری!می خوام عملت کنم که خوب شی.

مریض متحیر از جاش بلند شد، رو تخت نشست و گفت:آقا دکتر دستم به دامنت!اونو که پارسال برداشتم!!!!

همه اتاق عمل ساکت شدند و آقا دکتر هم اونشب دیگه رویت نشد!